چكيده:
شهرهاي بزرگ دنيا در تلاش اند تا از تكنولوژيهاي اطلاعاتي و ارتباطي در توسعه و نيز بر طرف كردن مشكلات اصلي و عمده شهري مثل انواع آلودگيها، تراكم جمعيت يا نبود ارتباطات موثر بين شهروندان و موسسات دولتي استفاده كنند. مقاله حاضر تلاش ميكند تا رابطة بين سيستم حمل و نقل مجازي و واقعی را نشان دهد. خصوصيات شهرمجازي و به تناسب آن حمل و نقل مجازي را توضيح دهد و نيز به بررسي شكافهاي ارتباطي و دانشي، كه از عاملهاي بازدارندة ايجاد توسعه شهر مجازي در شهرهاي كلان مثل تهران است بپردازد.
كليد واژگان
شهر، حمل و نقل مجازي، فاصله، شكاف ارتباطاتي و دانشي، سياست شهري
اينترنت به سرعت به عنوان يك ابزار حياتي و ناگريز در جامعه تبديل شده است. امروزه، بيشتر مردم، اينترنت را براي مقاصد و كارهاي شخصي به كار ميگيرند. تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات، دسترسي سريع به اطلاعات و مقايسه راحت و آسان به انواع مختلف توليدات را فراهم ميكند. و از طرفي مناطق شهري، از لحاظ تاريخي به عنوان مراكز فعال توسعه پيدا كردند كه عمدتاً بر اساس امتيازات مكاني و فيزيكي ، مثل نزديكي به منابع طبيعي و سيستم حمل و نقل بود. بين تمام عوامل، هزينه فاصله نقش اصل را در تعيين موقعيت شهر در ارتباط با ساير مناطق و اطراف و نيز ساختار دروني شهر ايفا ميكرد. در نتيجه جغرافيدانان و برنامهريزان شهري توجه زيادي به تكنولوژيهايي داشتهاند كه بتوانند هزينه فاصله و مساحت را به نحو موثرتري كم كند. هزينههاي فاصله شامل انرژي، زمان، پول، آلودگي هوا ، امنيت و غيره ميباشد. (2002 cohen, salmon) مهمترين مسئله در كلانشهرها، دشواري حركت جمعيت است. حركت جمعيت اعم از حركت با وسيلة نقليه و يا ازدحام جمعيت در مراكز فروش و خدمات اداري و رفاهي شهري، علت اصلي بسياري از «مسائل شهري» و يا حوادث و موانع شهري در شهرهاي بزرگ است[1][1]. با ظهور صنعت و همزمان ارتباطات (عاملي، 1383)، كامپيوتر و به دنبال آن ارتباطات شبكهاي از طريق آرپانت و سپس شكل فراگيران ارتباط در قالب اينترنت فضاي جديدي براي شهر بوجود آمد كه از آن تعبير به «شهر مجازي» ميشود.. ظهور شهرمجازي در درجه اول موجب كاهش «حركت جمعيت» در شهر واقعي ميشود و در درجة دوم و بعدي «فضاي همزمان» را بدون فرسايش و اصطكاك با يك هندسه موازي امكانپذير ميسازد. (عاملي، 1384)
شهر مجازي، نتيجه برنامهريزي استراتژيك شهري براي كنترل، مديريت زمان، حمل و نقل جمعيت و ارتباط بين مشتريان (مردم) و خدمات عمومي در شهر است. هدف واقعي و اصلي آن افزايش سرعت، ذخيره انرژي، امنيت، رضايت اجتماعي به نفع شهروندان، خصوصاً در شهرهاي بزرگ است. كنارهم قرار دادن «شهر واقعي» و «شهر مجازي» باعث بوجود آمدن شهر جديد و شهروند جديد خواهد بود. (عاملي 2004) شهري كه نتيجه ارتباط همزمان بطور كلي و بخصوص اينترنت است. كه عاملي از آن به "شهر واقعی مجازي" ياد ميكند. در خيلي از كلانشهرها مانند تهران، مشكلات عمده ناشي از حمل و نقل وسايل نقليه و مردم ميباشد. زيرا بيشتر مردم براي حل كارهاي شخصي و معمولي و اداري خود از ماشينهاي شخصي استفاده ميكنند و يا از طريق مراجعه شخصي و مستقيم در مراكزي كه خدمات عمومي ارائه ميشود، مراجعه ميكنند. و از طرفي به علت متمركز بودن خيلي از ارگانهاي دولتي، سازماني، امكانات، شاهد مهاجرت و رفتوآمدهاي متوالي ديگر شهروندان به تهران هستيم كه اين نيز به نوبة خود عاملي مهم است. در نتيجه ترافيك سنگين شهري در سيستم حمل و نقل و هم تراكم جمعيت در شهر ميشود كه صدمات رواني و فيزيكي به شهروندان ميرساند. فاصله نقش مهميدددرايجاد چنين مشكلات در شهرها ميشود.
پس با تأمل دربارة ”فاصله”، كه مضموني قطعاً كانوني، عموماً بي چون و چرا، در بيشترين روايتها از دگرگوني فناورانه معاصر مربوط به حذف فاصله است. اين چشمداشت از رسانه هاي نوين هست كه – بالاخره- محدوديتهاي ذاتي مكانهاي جغرافيايي واقعي را متحول ميكنند. بسياري از مفسران در صدد معنا بخشيدن به اين خواست و آرزو بر اساس تحقق پروژه آرمان شهري ديرينهاي براي تعالي وضعيت زندگي انساني محدودِ ما و ماندن در چارچوب اجبارهاي فضاي سهبعدياند. ميشل سر آن را آرمان «همه كجا آبادي»[2][2] مينامند. «همه مكانها در هر مكان و هر مكان در همة مكانها، مركز و پيرامون»، كه با غلبه بر «استبداد فاصله»[3][3]، فناوريهاي مجازي نوين به امكان ميدهند تا در هر كجا كه ممكن باشد با ديگران ارتباط برقرار كنيم و از آن طريق انواع (فرانك وبستر و كوبين رابينز ،1999). هايديگر در اظهارنظرهاي خود دربارة نظامهاي حمل و نقل جديد و فناوري رسانهاي نوين، تفسيري روشن و خردمندانه دربارة آفرينش فضاي نوين به دست ميدهد. او ميگويد: «همه فاصله ها در زمان و فضا كاهش مييابد. انسان بلندترين فاصله را در كوتاهترين زمان پشت سر ميگذارد. با نگاهي دقيق به مفهوم «فاصله» و استفاده از تكنولوژيهاي ارتباطي و اطلاعاتي نوين، می توان بسياري از مشكلات كلان شهر تهران را حل كرد. اما دو تا عامل عمده در كلانشهرها بخصوص شهر تهران وجود دارد که مانع ايجاد و گسترش شهر مجازی می شود.
1- شكاف دانشي[4][4] شكاف ارتباطي[5][5]
برنامهريزي براي سيستمهاي حمل و نقل (فيزيكي) واقعي از سيستمهاي حمل و نقل مجازي براي برنامهريزان شهري شناخته شده و راحت ميباشد. در اغلب موارد در استفاده از تكنولوژيهاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي در شهر دچار يك نوع بدبيني و يا استفاده نابجا از اين تكنولوژيها هستند. بكارگيري اين نوع تكنولوژيها تحت تأثير يك نوع بياعتمادي در جريان ارتباطات بين توليدكنندگان دانش و استفاده كنندگان آن قرار دارد.
بنا بر اين شكاف دانش و شكاف ارتباطي، نقش عمدهاي در مورد بياعتمادي نسبت به تأثير واقعي تکنولوژيهاي ارتباطي و اطلاعاتي در حوزهICT و حمل و نقل دارند.
1-1- شكاف دانش
شكاف دانش يعني عدم اطمينان به تأثير واقعي ICI در موضوعات و مسائل شهري است و اينكه چه كساني در اين حوزه «كارشناس» هستند؟
شكاف ارتباطي مربوط به موقعيت و شرايطي است كه در آنجا انتقال اطلاعات بين دو عامل دچار يك نوع تحريف در محتوا شده است كه اين نيز از خود فرايند انتقال ناشي ميشود. به نظر ميرسد دو عامل نقش بيشتري در شكاف ارتباطات داشته باشند.
1-2-1- عامل زباني
گروههاي مختلف در جامعه زبانها يا زبان خاصي مربوط به دانش خود را به كار ميگيرند كه متناسب با نيازهاي خود ميباشند و در خدمت بهتر آنها است. اما اغلب منجر به مشكلات ارتباطي دربافتهاي بين گروهها ميشود. اصطلاحات تكنيكي و فني در اغلب موارد يك نوع شكاف ارتباطي ايجاد ميكنند. تصميمگيرندگان و برنامهريزان شهري در بيشتر موارد كاملاً آگاه به مفاهيم فني و زبان خاص دانش نيستند در نتيجه، مفاهيم را به شكلهاي مختلف و گاهي اوقات كاملاً متفاوت از آنچه دانشمندان يا افراد متخصص ميپندارند، درك ميكنند. در مورد ICT، اصلاحات فني و تكنيكي و تنوع تكنولوژيها باعث شده، تا اين حوزه با تعداد كثيري از اصطلاحات و استعارات [6][6] استثنايي روبرو شد. استفاده از اين استعارات خود يك موضوع و مشكل ديگری است.
1-2-2- تفاوتهاي فرهنگي
فرهنگ سازماني موسسات يا شاخههاي علمي و آكادميك كه عوامل و فاكتورهاي فرهنگي اصلي و عمده را بوجود ميآورند. هر گروه تفاوتهايي به لحاظ ميزان تعهد اجتماعي دارند. در يك حالت ايدهآل،دانشمندان و دانشگاهيان متعهد به افزايش دانش هستند و با كنجكاوي و افزايش علم تشويق و تحريك ميشوندو تعهدي نسبت به حل مشكلات اجتماعي ندارند. در طرف ديگر، برنامهريزان تعهد اجتماعي نسبت به حل مشكلات اجتماعي و در يك حالت عمل محور فكر ميكنند و درك علمي هدف اصلي آنها نيست.
نمونه چنين شكافهايي را در برنامهريزي شهر ديجيتال در كشور مواجه هستيم. به جاي تهران،كه بايستي با ايجاد شهر مجازي در كنار شهر واقعي بتوان مشكلات تهران را كم كرد، قشم به عنوان شهر ديجيتال در نظر گرفته شده است. شهري كه تعداد خودروها كم، ميزان تصادفات انگشتشمار و تراكم جمعيت كم و نيز شهروندان الكترونيكي كم ميباشد. چه نيازي به ايجاد شهر مجازي در اين شهر وجود دارد (نك، روزنامه كارگزاران، پنجشنبه 27 مهرماه 1385).
نتيجهگيري
بدون شناخت و فهم منطق خاص شهر مجازي، سياست شهر مجازي با مشكلات عمدهاي روبرو خواهد شد. فهم و منطق خاص شهر مجازي، به ما راهبر فلسفي را معرفي ميكند كه چه جنبههايي از شهر بايد مجازي شود . اين فهم مستلزم فهم و درك شهر واقعي است. با توجه به متمركز بودن فعاليت بيشتر ارگانها و سازمانها و نيز افزايش جمعيت و تراكم آن و از سويي ديگر ايجاد فاصله بين قسمتهاي مختلف آن در مقايسه با ساير شهرها، ايجاد شهر مجازي در كنار شهر واقعي لازم و ضروري است.
تحرك در شهر مجازي، تحرك بدون ترافيك و تفاوتهاي ديني و قومي، نژادي و جنسيتی بيمعناست. در واقع شهر مجازي به قول عاملي (2004) كم كردن فاصله بين فرآيند توليد و مصرف كاهش فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي در دنياي واقعي است. بنابراين بايستي شكافهاي دانش و ارتباطي موجود بين برنامهريزان و دانشگاهيان در جهت ساختن شهرهاي مجازي تهران برطرف شود و به نظر من، اين امر تا حدي ساده و امكانپذير است. علوم ارتباطات ميتواند به روند ساخت شهر مجازي و توسعه سياستهاي ارتباطي و كاهش اين شكافها و موضوعات مشكلآفرين كمك موثري بكند. در واقع شهر مجازي به قول عاملي (2004) كم كردن فاصله بين فرايند توليد و مصرف، كاهش فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي در دنياي واقعي و ساختن و ايجاد فعاليتهاي اقتصادي جانشين در دنياي مجازي است.
منابع
-Ameli,S.R.(2004)Vireal city:Solution andDestination for Developing Countries,University of Tehran,Department of Communication
-Salmon,I.,Cohen,G.(2002).Information-communications technologies and rantsport. http://www.elsevier.com/locate/telpol
-Farag,S.,schwanen,T.(2005)Shoping online/or in –storm? ..http://www.elsevier.com/locate/tra
- عاملی, سعيدرضا ." دو فضايی شدن شهر:شهر مجازی ضرورت بنيادين برای کلان شهرهای ايران" در فصلنامه مطالعات فرهنگی و ارتباطات, ش 2و3, بهار و تابستان1384صص117-154
- عاملی, سعيدرضا. "شهر مجازی بنيادها مفاهيم پيامدها" جزوه کلاسی دانشگاه تهران, گروه ارتباطات
- عاملی, سعيدرضا صنعت(1383)." همزمان ارتباطات و دو فضايی شدن فرهنگ" ديدگاه, سال اول ش1و2, صص1-24
- وبستر فرانک و رابينز, کوين(1999) ."عصر فرهنگ فناورانه:از جامعه اطلاعاتی تا زندگی مجازی" مترجم مهدی داودی, تهران: نشر توسعه
- روزنامه کارگزاران, ش ,141 پنج شنبه 27 مهر ماه 1385.
[7][1] Simultaneous communication industry
[8][2] pantopianideal
[9][3] Tyrrany of distance
[10][4] The knowledge gap
[11][5] The communi c ation gap
[12][6] metaphors